السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)

208

خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)

و حافظ ابن‌حجر در « لسان‌الميزان » گويد : اين حديث در مستدرك حاكم نقل‌هاى بسيار دارد حدّاقل حالتش اين كه داراى اصلى است ، بنابراين شايسته نيست كه گفته شود ساختگى است و در فتوايى گويد : اين حديث را حاكم در المستدرك آورده و گفته است : صحيح است . و ابن‌جوزى با او مخالفت كرده و آن را در « الموضوعات » آورده است و گفته كه دروغ است . اما حقيقت ، بر خلاف گفته‌ى هر دو ، اين است كه حديث از نوع « حسن » مىباشد كه به صحت نمىرسد و به دروغ فرو نمىافتد و بيان اين مطلب به درازا مىكشد ولى اين سخن مورد اعتماد است . پايان يافت . سال‌ها پاسخ من هم اين‌چنين بود تا اينكه بر تصحيح ابن‌جرير نسبت به حديث على در كتاب « تهذيب الآثار » و تصحيح حاكم نسبت به حديث ابن‌عبّاس آگاه شدم و پس ازاستخاره ازخداوند متعال ، مصمّم شدم‌كه اين حديث را از درجه‌ى حسن بودن به درجه‌ى صحيح بودن ارتقا دهم . و خداوند داناتر است . » « 1 » و سيوطى نوشته‌اى درطرق حديث « أنا مدينة العلم وعلىٌّ بابها » نگاشته است . آن‌گونه كه در فهرست تأليف‌هاى خود در فن حديث و وابسته‌هاى آن آورده است . اين فهرست را در شرح حال خودش در كتاب « حسن المحاضرة » ذكركرده است . شرح حالش 1 - خلاصه‌ى شرح حال طولانىِ شعرانى چنين است : « از آنان ، استاد و پيشوايمان به سوى خداوند ، شيخ جلال‌الدّين سيوطى است . و شيخ عبدالقادر شاذلى بعضى از منقبت‌هاى او را در نوشته‌اى آورده است و اينك براى شما فشرده‌ى مطالب اصلى او را مىآورم و با توفيق خداوند مىگويم : شيخ جلال‌الدّين خصلت‌هاى زيباى ستايش‌شده‌ى فراوانى داشت از صفاى باطن و سلامت درون و

--> ( 1 ) . جمع‌الجوامع .